محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

489

خلاصة الحكمة ( فارسى )

لهذا جناب اقدس الهى كه خلّاق عليم و حكيم على الإطلاق است - جلّ و عزّ - در بدن انسان در هر عضوى قوّهء جاذبه و ماسكه و هاضمه و دافعه و منميه وديعت نموده و همه دائم در كار خود مشغول‌اند - مانند ملائكهء مدبّرهء عالم كبير - و عصيان و سركشى و قصور و فتورى در كار خود ندارند ، مادامى كه آفت و مرضى از داخل و يا خارج به ايشان نرسيده كه ايشان را باز دارد از كار خود . و طبيعت مدبّرهء بدنيه را حامى و ممدّ آن‌ها و دافع امراض از داخل آفريده و حاكم بر آن‌ها گردانيده كه غذاى وارده به اعضاء را دفعتا بالتّمام به مصرف نرساند ، بلكه چيزى از آن را حفظ و ضبط نمايد كه اگر - به سبب عايقى و مانعى از خارج - غذاى جديد دير وارد گردد [ و ] تا يك دو روز زياده ، مطلق وارد نگردد ، آن چه را مهيا و حفظ و ضبط نموده است اندك اندك به مصرف رساند ؛ تا ضعف بسيار دفعتا عارض نگردد كه منجرّ به هلاكت شود . پس ، حدّ وسط و معتدل آن هر دو - از استفراغ و احتباس - [ آن است ] كه نه استفراغ به حدّ افراط باشد كه در بدن مطلقاً فضولى نماند و نه احتباس تام « 1 » كه مطلقاً دفع ننمايد ، كه هر دو مضرّ و مهلك‌اند ؛ زيرا كه طبيعت مدبّرهء بدنيه و قواى متعلّق بدان ، دفعتاً جميع اجزاء لطيفه را از كثيفه جدا نمىتوانند نمود ، بلكه قدرى در آن باقى مىماند كه در « 2 » هنگام فراغت و خلوّ معده از فضول و اندفاع آن‌ها به امعاء و خلوّ كبد نيز از اخلاط و اندفاع آن‌ها به عروق ثانياً ، هر گاه محتاج به غذا گردد در آن‌ها تصرّف نموده هضم و نضج داده [ و ] لطايف را از كثايف جدا نموده و به طريق عروق ماساريقا جذب به كبد مىنمايد و اخلاط فجّهء عروقى را طبخ كامل داده [ و ] مستحيل به خون نموده جزء اعضاء گرداند ؛ چنان چه در مبحث اخلاط و اعضاء ذكر يافت به تفصيل . و ديگر آن كه : افراط استفراغ موجب خشكى و لاغرى بدن است ؛ به همان جهت كه ذكر يافت و نيز به جهت آن كه با آن موادّ فاسده ، قدرى از موادّ صالحه و رطوبات نيز دفع مىگردند [ و ] به سبب دفع آن‌ها ، ارواح و قوا و حرارت غريزيه « 3 » كه حامى و حافظ بدن‌اند و

--> ( 1 ) . ب : تمام . ( 2 ) . الف : ( در ) حذف شده . ( 3 ) . ب : حرارت و قوى و حرارت غريزيه .